آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

In Absentia

ɪnæbˈsenʃə ɪnæbˈsenʃə

معنی in absentia | جمله با in absentia

adverb

(لاتین) غایب، در غیبت

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس

He voted in absentia.

او غیابی رأی داد.

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت in absentia

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «in absentia» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/in absentia

لغات نزدیک in absentia

پیشنهاد بهبود معانی